محمود بن هدايت الله افوشته اى نطنزى
248
نقاوة الآثار في ذكر الاخيار در تاريخ صفويه ( فارسى )
براهين هندسى خواص بسيار و منافع بيشمار كه لازمهء آن آب و هواست اثبات فرمودهاند . برين تقدير هر بلد از بلدان آن اقليم را بخصوصيتى چند اختصاص دادهاند كه در غير آن بلد نيست و خاصهء هر چيز آنست كه در غير آن يافت نشود و اين مقدّمهايست كه عقل سليم و درك مستقيم از قبول آن ابا ندارد . [ 137 ] مثل آنكه مملكت خراسان را كه از اقليم رابع شمردهاند و به آفتاب منسوبست ، هر بلد از بلاد آن ملك را خاصيتى و منفعتى است كه بلدهء ديگر را نيست . از آن جمله نيشابور كه از مشاهير بلاد خراسانست خاصيتش آن است كه خار صحرايش ترنجبين ميدهد و كوهش فيروزه و آن خار در همه جا هست و كوه در عالم بسيار است . پس معلوم شد كه اين از خصوصيت آن زمين است ديگر دار السلطنهء هرات صانها اللّه عن آلافات ، كه عمدهء ممالك خراسانست يكى از خواص آن بلده آنست كه هر پادشاه زادهاى كه در آن بلدهء فاخره نشو و نما يافته بمرتبهء رشد و تميز برسد البته پادشاه شود و تخت سلطنت بوجود فايض الجودش سر رفعت و افتخار از اوج فلك دوّار بگذراند و اگر در صدد تفصيل اين معنى شده هر يك از پادشاهزادهها را كه اين خصوصيت واقع است ذكر كنيم سخن بسيار مطوّل ميگردد و بسر حد اطناب و اسهاب ميكشد و هر كه تتبّع فن تاريخ و سير و كتب مغازى و خبر كرده باشد نقاب حجاب از روى شاهد اين معنى برداشته خواهد بود و شاهد عدل برين دعوى پادشاهى شهريار سكندر اساس است كه در تاريخ شهور سنهء ثمان و سبعين و تسعمائه در بهترين وقتى و شريفترين ساعتى در نفس دار السلطنهء هرات متولّد شده عالم را بنور ظهور منوّر ساخت و بنابر تيمن و تبركّ باسم سامى عم بزرگوار حضرت خاتم الانبياء عليه من الصلاة انماها و اسناها ، عباس رضى اللّه عنه مّسمى گرديد . دايهء روزگار لواى تربيت او افراخت و بعد از اندك زمانى حسب الامر نوّاب شاه دين پناه